علوم فیزیکی و مهندسی

ویرایش انگلیسی,جهت ویرایش انگلیسی مقالاتمسیر زندگی این ویراستار پس از تکمیل کارشناسی ارشد در رشتهی شیمی خاک، به سمت ادبیات چرخید. او رمان چاپ کرده است (Dell and Avalon)، و به طور مرتب در مجلهی دانشآموختگان دانشگاه بریتیش کلمبیا مطلب دارد. او همچنین مقالات علمی را هم ویرایش میکند و عضو فعال انجمن ویراستاران کانادا است.

Q: شما شش مقاله در سال 2005 و دو تا در سال 2006 منتشر کردهاید. پس شما در درجهی اول نویسنده هستید یا ویراستار؟

من نویسنده هستم. این چیزیست که من همیشه میخواستهام باشم.

Q: خوب پس، چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید ویراستار بشوید؟

پس از فارغالتحصیلی، در زمینهی شیمی خاک برای دانشگاه مکگیل کار کردم و در نوشتن مقالهای مشارکت کردم که در Canadian Spectroscopy چاپ شد. من کارم را به عنوان نویسنده در سال 1975 با نوشتن اولین رمانم شروع کردم، و از آن زمان تا کنون 5 رمان نوشتهام و یکی دیگر هم در سال 2005 منتشر کردهام. علاوه بر نوشتن، در سال 1992 با هدف گسترش دامنهی کرم به انجمن ویراستاران کانادا هم پیوستم. الفبای ویرایش را در کارگاههایی که توسط انجمن برگزار شد، فراگرفتم. از آنجا که مدت زیادی بود مینوشتم، با ویرایش آشنا بودم. پس از پیوستن به انجمن EAC، بیش از 50 مقالهی علمی را برای چاپ در مجلات ویرایش کردهام، بیش از 90 شرح شغل برای 15 وزارتخانهی دولتی نوشته و ویرایش کردهام، و همچنین انواع کتابهای غیرداستانی، رمان، مطالب روزنامهها و مقالات را هم ویرایش کردهام.

Q: چرا ادبیات را انتخاب کردید؟ این انتخاب برای یک دانشآموختهی زمینشناسی معمولی نیست، هست؟

بله، من در دانشگاه زمینشناسی خواندم و در گرایش شیمی خاک آن را ادامه دادم. جایی در میان راه، که درگیر رموز فنی و ریزهکاریهای علمی شده بودم، این رشته گیراییاش را برای من از دست داد. من به هنرهایی مانند نقاشی و ادبیات از زمان دانشآموزی علاقهمند بودم؛ بنابراین، تصمیم گرفتم که آن راه را پی بگیرم. ولی در قلب خودم یک دانشمند هستم. من کتاب «استفن هاوکینگدر سیاتل» را در سال 2006 نوشتم، و «انیشتین و سال جهانی فیزیک» را در سال 2005، که هر دو دربارهی علم و دانش هستند. ویرایش پایاننامههای زمینشناسی خاطرات بسیاری را برای من زنده میکنند. آدم نمیتواند در یک زمان در همهچیز تخصص داشته باشد. ولی شیمی خاک هنوز خانهی اول من است.

Q: این واقعیت که شما نویسنده هستید، روی کار شما به عنوان یک ویراستار اثر میگذارد؟

نویسندهها وقت زیادی صرف پژوهش میکنند، ولی پس از آن برای این که مانند رماننویسها موفق بشوند، دچار مشکل میشوند. خیلی از ویراستارها وقت زیادی برای پژوهش نمیگذارند، ولی من میگذارم. من تلاش زیادی میکنم تا مطلبی را که نویسنده میخواهد بیان کند بفهمم و داوری کنم که آیا مقاصد و اطلاعات مورد نظرش را به درستی بیان کرده است. تلاش میکنم در مورد هر چیزی تا آنجا که ممکن است دانش دقیق و کافی به دست بیاورم. نویسنده بودن ایجاد همین نوع نگرش است.

Q: پس شما دوست دارید بینقص باشید. دقیقاً چگونه شخص میتواند به یک «ویراستار بینقص» تبدیل بشود؟

دقیقاً! من ایدهآلگرا هستم و هر کاری که انجام میدهم باید بهترین باشد. هنگامی که ویرایش میکنم، باید به متن برگردم، بافت آن را بفهمم، معنایش را بیرون بکشم و سعی کنم آن را به شکلی شفاف بیان کنم. در مواردی که نمیتوانم چیزی را که نویسنده میخواهد منتقل کند درک کنم، متن را چند بار دوباره میخوانم، وضعیتی که گاهی در مواقعی که انگلیسی زبان دوم نویسنده است پیش میآید. معمولاً من اول روی کاغذ کار میکنم و بعد سراغ رایانه میآیم، در نتیجه ویرایش برای من فرایند زمانبری است. برای این که کارم راضیکننده باشد، مقدار زمان لازم را صرف میکنم. وقتی هم که خودم مینویسم همین طور است.

Q: مهمترین چیزی که باید در هنگام ویرایش در نظر گرفت، چیست؟

همه چیز. همه چیز! یک نقطه، یک فاصله، هر چیزی، همه چیز. هر چیزی چشم من را میگیرد.

Q: برای این که محصول نهایی بینقص باشد، متن اولیه باید خودش تا اندازه معینی قابل خواندن باشد، این طور نیست؟ نویسندهها هنگام نوشتن باید چه نکاتی را در نظر بگیرند؟

من تمایل دارم نویسندهها مجلاتی را که میخواهند آثارشان را برای آنها بفرستند قبلاً خوانده باشند. من بعضی اوقات حیرتزده میشوم وقتی میبینم متن از راهنمای مجله پیروی نمیکند حتی پس از این که همهی تلاشم را کردهام تا آن را سازگار کنم. من خودم دانشمند هستم و تجربهی قابل توجهی در تحویل رساله دارم، برای همین وقتی نویسندهها مرتکب این چنین اشتباهاتی میشوند، تعجب میکنم. من به طور جدی پیشنهاد میکنم نویسندهها پیش از این که شروع به نوشتن کنند، راهنمای مجله را وارسی کنند.

دیدگاه‌ها بسته هستند.